تبليغاتX
کوروش جاودان

کوروش جاودان

تاریخ ایران و جهان

شعری از سیمین بهبهانی: هرگز نخواب کوروش

دارا جهان ندارد، 

سارا زبان ندارد

بابا ستاره ای در 

!هفت آسمان ندارد

کارون ز چشمه خشکید، 

البرز لب فرو بست 

حتا دل دماوند، 

آتش فشان ندارد 

دیو سیاه دربند، 

آسان رهید و بگریخت 

رستم در این هیاهو، 

گرز گران ندارد

روز وداع خورشید، 

زاینده رود خشکید 

زیرا دل سپاهان، 

نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا، 

نامی دگر نهادند 

گویی که آرش ما، 

تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها، 

بر کام دیگران شد

نادر ز خاک برخیز،

میهن جوان ندارد 

دارا ! کجای کاری، 

دزدان سرزمینت 

بر بیستون نویسند، 

دارا جهان ندارد

آییم به دادخواهی، 

فریادمان بلند است 

اما چه سود، 

اینجا نوشیروان ندارد 

سرخ و سپید و سبز است 

این بیرق کیانی 

اما صد آه و افسوس، 

شیر ژیان ندارد 

کوآن حکیم توسی، 

شهنامه ای سراید 

شاید که شاعر ما 

دیگر بیان ندارد 

هرگز نخواب کوروش، 

ای مهرآریایی 

بی نام تو،وطن نیز

نام و نشان

ندارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 آبان1390ساعت 1:59 PM  توسط کوروش  | 

شعري خواندني از اكبر اكسير

من تعجب مي كنم
چطور روز روشن
دو ئيدروژن
با يك اكسيژن؛ تركيب مي شوند
وآب ازآب تكان نمي خورد!

پزشكان اصطلاحاتي دارند
كه ما نمي فهميم
ما دردهايي داريم كه آنها نمي فهمند
نفهمي بد دردي است
خوش به حال دامپزشكان!

بهزيستي نوشته بود :
شير مادر ،مهر مادر ،جانشين ندارد
شير مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد
پدر يك گاو خريد
و من بزرگ شدم
اما هيچ كس حقيقت مرا نشناخت
جز معلم عزيز رياضي ام
كه هميشه ميگفت:
گوساله ، بتمرگ !

شير مادر، بوي ادكلن مي‌داد
دست پدر، بوي عرق
(گفتم بچه‌ام نمي‌فهمم )
نان، بوي نفت مي‌داد
زندگي، بوي گند
(گفتم جوانم نمي‌فهمم)
حالا كه بازنشسته‌ شده‌ام
هر چيز، بوي هر چيز مي‌دهد، بدهد
فقط پارك، بوي گورستان
و شانه تخم مرغ، بوي كتاب ندهد!

با اجازه محيط زيست
دريا، دريا دكل مي‌كاريم
ماهي‌ها به جهنم !
كندوها پر از قير شده‌اندزنبورهاي كارگر به عسلويه رفته‌اند
تا پشت بام ملكه را آسفالت كنند
جه سعادتي !
داريوش به پارس مي‌نازيد
ما به پارس جنوبي !

نيروي جاذبه
شاعران را سر به زير كرده است
بر خلاف منج‍ّمها كه هنوز سر به هوايند
تمام سيبها افتاده‌اند
و نيوتن، پشت وانت
سيب‌زميني مي‌فروشد
آهاي، آقاي تلسكوپ !
گشتم نبود، نگرد نيست!

مثل روزنامه‌ها، اول همه را سر كار مي‌گذارند
بعد آگهي استخدام مي‌زنند
بچه‌هاي وظيفه، يا شاعر شده‌اند يا خواننده !
خدا را شكر در خانه ما، كسي بيكار نيست
يكي فرم پر مي‌كند، يكي احكام مي‌خواند
يكي به سرعت پير مي‌شود
و آن يكي مدام نق مي‌زند :
مرده‌شور ريختت را ببرد
چرا از خرمشهر، سالم برگشتي؟

تعطيلات نوروز به كجا برويم
پدر از بي‌پولي گفت و قسط‌هاي عقب‌مانده
مادر از سختي راه و بي‌خوابي و ملافه و حمام
ساعت شد 12 نصف شب
گفتيم برويم سر اصل مطلب
يكي گفت برويم شيراز
ديگري گفت نه‌خير مشهد
ساعت شد 5 صبح
مادر گفت بالاخره كجا برويم
پدر گفت برويم بخوابيم !

جهان در اول دايره بود
بعد از تصادف با يك كفشدوزك
ذوزنقه شد
تا در چهار گوشه ناهمگون آن بنشينيم
و براي هم پاپوش بدوزيم !
و شانه تخم مرغ، بوي كتاب ندهد!

من تعجب مي كنم
به گزارش خبرگزاري پارس
ميراث فرهنگي به وزارت نيرو پيوست
بانك پاسارگاد- شعبه تخت جمشيد
وام ازدواج مي دهد
استخر,نام سابق دشت مرغان است
به همت كارشناسان داخلي
مقبره كوروش به جكوزي مجهز مي شود
شعار هفته: آب آباداني ست – نيست !

رخش،گاري كشي مي كند
رستم ،كنار پياده رو سيگار مي فروشد
سهراب ،ته جوب به خود پيچيد
گردآفريد،از خانه زده بيرون
مردان خياباني براي تهمينه بوق مي زنند
ابوالقاسم براي شبكه سه ،سريال جنگي مي سازد
واي ...
موريانه ها به آخر شاهنامه رسيده اند!!

اين پارك پاركينگ مي شود
اين درخت ،تير برق
اين زمين چمن ، آسفالت
و من كه امروز به اصطلاح شاعرم
روزي يك تكه سنگ مي شوم
با لوح يادبودي بر سينه
درست،وسط همين ميدان

مواظب وسايلتون باشين!
من بودم و جمشيد و يك پادگان چشم قربان!
از سلماني كه برگشتيم سرباز شديم
در تخت هاي دوطبقه،
خوابهاي مشترك ديديم
يك روز كه من نبودم
تخت جمشيد را غارت كرده بودند!

شب خيرات
مادر ،يك ريز
دعاي باران خواند
نزديك هاي صبح
رود كنار خانه پر شد
از روي پل گذشت
يواشكي به اتاق رفت
و ما به خير و خوشي يتيم شديم!

در راه كشف حقيقت
سقراط به شوكران رسيد
مسيح به ميخ و صليب
ما نه اشتهاي شوكران داريم
نه طاقت ميخ و صليب
پس بهتر است بجاي كشف حقيقت
برگرديم و كشكمان را بسابيم!

صفر را بستند
تا ما به بيرون زنگ نزنيم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زديم!

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 دی1389ساعت 2:7 PM  توسط کوروش  | 

گاهشماری ایران از 4 تا 8 خرداد

روش منحصر به فرد ايرانيان در طرد فاتحان
تصوير سلوكوس اول بر سكه اش
ژنرال « سلوكوس » جانشين اسكندر در متصرفات آسيايي او ، 25 ماه مه سال 311 پيش از ميلاد ساختن شهري را در كناره غربي رود دجله آغاز كرد كه پنج سال بعد تكميل شد و سلوكيه نام گرفت و دستگاه حكومتي به آنجا انتقال يافت . ده قرن بعد ، بغداد در نزديكي همين شهر ساخته شد.
     سلوكوس اول با هدف جلب قلوب ايرانيان نسبت به خود، درهمان سال ( 311 پيش از ميلاد ) با « آپاما » دختر كلانتر بلخ ازدواج كرد ، ولي ايرانيان با بكارگيري روش منحصر به فرد خود براي مدتي طولاني زيربار مقدوني ها نماندند؛ به همان گونه كه بعدا عربان ، تركمانان و مغولها هم نتوانستند به مفهوم واقعي كلمه بر آنان حكومت كنند كه مورخان متفق القول اين روش ويژه ( انهدام فاتح خارجي از درون ) را هنر ايرانيان نوشته اند كه با زبردستي خاص در فاتحان نفوذ مي كنند و به تدريج قدرت را به خود منتقل مي سازند.
    

 

1610 سال پیش؛ پیشنهاد کاهش متقابل نیروهای نظامی دو ابرقدرت ایران و روم
يزدگرد یکم شاه وقت ايران از دودمان ساساني، بانی شهر یزد که مردی آزادی دوست (لیبرال) بود در نخستین سال پادشاهی خود (و در بهار سال 400 میلادی) و پس از اطمینان از اینکه تقسیم امپراتوری روم به دو بخش شرقی و غربی نهایی است تصميم گرفت ضمن ارسال پيامي به قسطنطنیه، ازفلاویوس آرکادیوس امپراتور روم شرقی بخواهد كه دو ابرقدرت به يك نسبت از شمار نيروهاي نظامي خود بكاهند و از مسابقه تسليحاتي كه براي هردو كشور هزينه سنگين داشت دست بردارند. فکر تقسیم امپراتوری روم (کنفدراسیون کردن آن) از امپراتور دیوکلتیان در سال 284 میلادی است ولی این کار با اینکه هر چند وقت یکبار صورت عمل به خود می گرفت تا سال 395 میلادی نهایی نشده بود و تئودوسیوس یکم (تئودوسیوس بزرگ) در آخرین ماههای عمر اقدام به نهایی ساختن این تقسیم کرد. [روسها در دهه سوم قرن 20 مرتکب این اشتباه شدند و امپراتوری روسیه را قسمت کردند و به صورت جماهیریه درآوردند). نهایی کردن تقسیم امپراتوری روم برای این بود که دست کم بخش شرقی آن حفظ شود زیرا که امپراتوری روم در غرب (اروپای غربی و مرکزی) دچار مشکلات جدّی از سوی ژرمن ها (اقوام آلمانی) و هون ها شده بود و نسبت به بقاء طولانی آن تردید بود. یزدگرد یکم با توجه به اين احوال، تصميم به طرح پیشنهاد کاهش متقابل نیروی نظامی گرفت. پس از تایید تصمیم یزدگرد در نشست بزرگان ایران و موبد موبدان (روحانی ارشد)، این تصمیم به صورت پیشنهاد در پيامي به امضای یزدگرد یکم به قسطنطنیه ارسال شد. پیام یزدگرد در متن خود تاریخ یکم می سال 400 را داشت [این تبدیل تقویمی بعدا صورت گرفته است]. طبق اسناد آرشیو شده روم شرقی که در نیمه قرن پانزدهم از قسطنطنیه به رم انتقال یافته، آرکادیوس امپراتور روم شرقی 24 می همان سال (سال 400 میلادی و سه روز پس از دریافت پیام یزدگرد) به پیشنهاد ایران پاسخ نوشت و با این استدلال که آن امپراتوری در منطقه دانوب، یونان و مصر دارای معاند است آن را نپذیرفت ولی قول داد که تا زنده باشد خواهد کوشید که به قلمرو ایران تعرضی صورت نگیرد. به این ترتیب رقابت نظامی و مسابقه تسلیحاتی دو قدرت ادامه یافت ولی اعتماد متقابل دو پادشاه تا سال 408 که آرکادیوس درگذشت باقی ماند. همین اعتماد سبب شده بود که آرکادیوس پسر خردسال خود تئودوسیوس را تحت حمایت یزگرد قراردهد تا به سن رشد برسد ـ کاری که قبلا سابقه نداشت. تئودوسیوس بعدا به نام تئودوسیوس دوم امپراتور روم شرقی شد

آغاز بکار نخستين مجلس پس از انقلاب
ششم خرداد 1359 نخستين دوره مجلس ، پس از انقلاب ، در تهران آغاز بكار كرد. تا آن زمان وظيفه قانونگذاري برعهده شوراي انقلاب بود كه به مجلس انتقال يافت.

 

شاه عباس: بحرين را جز با جنگ نمي توان از ايران گرفت
شاه عباس


    27 ماه مه در سال 1614 ميلادي شاه عباس در اصفهان دومين پيام فيليپ پادشاه وقت اسپانيا را از فرستاده ويژه او دريافت كرد كه در آن بار ديگر خواسته بود كه ايران جزيره بحرين را تخليه و به اسپانيا تحويل دهد.
     شاه عباس در همان جلسه خطاب به فرستاده پادشاه اسپانيا كه به ديدار وي شتافته بود گفت كه بحرين طبق اسناد موجود و فرهنگ مردم آن جزيي از قلمرو ايران بوده است و وي بر سر قلمرو ايران با كسي مذاكره و مصالحه نخواهد كرد و اگر پادشاه اسپانيا از آن گوشه جهان مدعي بحرين است تنها از طريق جنگ مي تواند آن را از ما بگيرد كه گمان نمي كنم در جهان ارتشي يافت شود كه بتواند با سربازان ايران مصاف دهد.
     شاه عباس در پايان اين ديدار كه تفصيل آن را فرستاده اسپانيا برنگاشته و موجود است، خطاب به اين فرستاده گفته بود: مهمان نوازي خصلت ماست، ولي اين آخرين بار باشد كه چنين پيامي براي ما بياوري.
     شاه عباس سپس درحضور فرستاده اسپانيا به مقامات حاضر در جلسه تاكيد كرده بود كه اگر فرستادگان بعدي اسپانيا حامل چنين پيامي باشند؛ آنان را از بندر محل ورود به داخل ايران راه ندهند.
     ديديم كه محمد رضا شاه به اصرار خارجي در نيمه دوم دهه 1960 بدون كسب نظر ملت ايران در يك رفراندم، بحرين را كه استان چهاردهم وطن بود از دست داد.

 

نخستين چاه ايران به نفت رسيد و دشواري ها آغازشد
از به نفت رسيدن نخستين چاه در ايران به نفت در منطقه مسجد سليمان ( 27 مه 1908) 99 سال گذشت. اين چاه با رسيدن به نفت ، دشواري هاي تازه اي هم براي ايرانيان به همراه آورد!. امتياز نفت ايران از نخستين سال قرن بيستم در اختيار انگليسي ها بود. درست ربع قرن پس از رسيدن نخستين چاه مسجد سليمان به نفت (هفتم خرداد 1312 = 28 مه 1933) مجلس تنها با هشت راي مخالف و ممتنع تمديد قرارداد نفت را كه امتياز آن در انحصار انگلستان بود تصويب كرد. هجده سال بعد در همين روز (7 خرداد 1330) به مناسبت سالروز تصويب اين قرارداد، ايران شاهد بزرگترين تظاهرات تاريخ خود تا آن زمان بود و تظاهركنندگان ضمن محكوم كردن اين اقدام مجلس خواستار محاكمه و مصادره اموال آن دسته از نمايندگان ــ چه مرده و چه زنده ــ شدند كه به اين قرارداد راي موافق داده بودند. مردم شعار مي دادند: سالروز «تصويب خيانت».
    سناتور ابوالفضل لساني (حقوقدان) نفت را طلاي سياه و آفت جان ملل دارنده آن خوانده و نوشته است: كشورهاي دارنده نفت، به ويژه آنهايي كه نيروي دفاعي قابل ملاحظه ندارند تا آخرين قطره نفت قرباني دولتهاي قدرتمدار خواهند بود كه هركدام مي كوشند اين شريان حيات اقتصاد جهان را به دست داشته باشند تا قدرت دراختيارشان باشد و هرچه زمان بگذرد، به سبب افزايش وسائل نيازمند به نفت، اين طلاي سياه ارزشمندتر و عزيزتر خواهد شد و دارنده آن در معرض خطر بيشتري خواهد بود.
    استقرار آمريكا در خليج فارس از نيمه دهه 1980، و اشغال نظامي عراق در دهه اول قرن 21 به همين دليل بوده است.

تصويب خيانت
هفتم خرداد 1312 (28 مه 1933) مجلس تنها با هشت راي مخالف و ممتنع پيشنهاد تمديد قرارداد نفت را كه امتياز آن در انحصار انگلستان بود تصويب كرد و به اين ترتيب، اين قرارداد استعماري براي 60 سال ديگر اعتبار يافت. هجده سال بعد در همين روز (7 خرداد 1330) به مناسبت سالروز تصويب اين قرارداد، ايران شاهد بزرگترين تظاهرات تاريخ خود تا آن زمان بود و تظاهركنندگان ضمن محكوم كردن اين اقدام مجلس خواستار محاكمه و مصادره اموال آن دسته از نمايندگان ــ چه مرده و چه زنده ــ شدند كه به اين قرارداد راي موافق داده بودند. مردم شعار مي دادند: سالروز «تصويب خيانت».
    ملت ايران در سال 1329 اين قرارداد را لغو کرد که ديديم پس از براندازي 28 مرداد 1332 ما را مجبور به پرداخت غرامتي سنگين کردند و نفت را هم عملا به کنسرسيومي از کمپاني هاي بلوک غرب دادند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 خرداد1389ساعت 6:42 PM  توسط کوروش  | 

عصای حضرت موسی

پنداشت او قلم
 در دستهای مرتعشش
باری عصای حضرت موساست
می گفت
 اگر رها کنمش اژدها شود
 ماران و موری های
 این ساحران رانده وامانده را
فرو بلعد
می گفت
وز هیبت قلم
فرعون اگر به تخت نلرزد
دیگر جهان ما به چه ارزد ؟
بر کرسی قضا و قدر
قاضی
 بنشسته با شکوه خدایان تندخو
تمثیل روزگار قیامت
انگشت اتهام گرفته به سوی او
برخیز
 از اتهام خود اینک دفاع کن
این آخرین دفاع
پیش از دفاع زندگیت را وداع کن
می گفت
امان دهید
 تا آخرین سپیده
 تا آخرین طلوع زندگیم را
نظاره گر شوم
 پیش از سپیده دم که فلق در حجاب بود
 بر گرد گردنش اثری از طناب بود
و چشمهای بسته او غرق آب بود
 در پای چوب دار
هنگام احتضار
 از صد گره گرهی نیز وا نشد
 موسی نبود او
 دردستهای او قلمش اژدها نشد   

 

 

(حمید مصدق)

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 اردیبهشت1389ساعت 8:21 PM  توسط کوروش  | 

«صلح رومي» برضد امپراتوري ايران، و طرز مصرف آن در دوران معاصر (قرن 21)

طبق پيوستي كه بر تاريخ روم تاليف «ليوي» مورخ اين كشور در سده يكم پيش از ميلاد نوشته شده است، "اگوستوس" امپراتور روم 12 ماه مه سال 23 پيش از ميلاد (اين تاريخ بعدا پس از تبديل و احتساب تقويم ها به دست آمده است) اعلام كرد كه دولت روم يك دولت تجاوزگر نيست و جنگهايي را كه به آن دست مي زده است به منظور تامين صلح بوده و «آزاديبخش» بايد بشمار آيند! و دستور داد كه رويدادنگاران ارتش روم كه وقايع روزانه فعاليتهاي نظامي را ثبت مي كردند و «وقعه» مي خواندند از آن پس اين نكته را از نظر دورندارند و وقايع را طوري ننويسند كه نشان دهد روميان تجاوزگر و توسعه طلب بوده اند، ما دولت تيسفون (اشكانيان و به نوشته روميان، پارتيان) نيستيم كه از سلطه گري دست بر نمي دارد و.... از آن پس، عبارت صلح رومي (پاكس رومانا) وارد تاريخ شد و مورخان عهد امپراتوري اين كشور تجاوزات، جنگها و اشغالگري هاي روم را «خدمت و فداكاري به خاطر صلح ـ وظيفه جهاني!» مي نوشتند.
    پس از شكست هاي نظامي شديد سال هاي ۲۳۸، ۲۴۴ و ۲۶۰ ميلادي از ايران (زمان اردشير ساساني و پسرش شاپور) و از دست دادن دو امپراتور در اين جنگ هاو تعهد پرداخت باج و خراج به ايران، سران روم در نشست چند هفته اي ماههاي آوريل و مه سال261 ميلادي كه در آن استراتژي و پاليسي روم تنظيم شد بارديگر «صلح رومي» و دفاع از آزادي ساير ملل، به ويژه ملل كوچك به ميان آمد . به موجب اين سياست،جنگ و تعرض هم البته اگر از جانب روم (ايتاليا) باشد نوعي صلح است!. همين استدلال و حرفي كه ابرقدرتهاي قرن بيستم و تنها ابرقدرت امروز مي زند. در مقدمه استراتژي مصوب در مه سال 261 كه سند آن موجود است دولت ساسانيان و ناسيوناليسم ايراني خطر اول براي روم و مسبب همه دشواري هاي اين امپراتوري اعلام شده بود؛ زيرا كه سياست كلي ساسانيان بر اين اصل قرار گرفته بود كه روميان قدم به آسيا نگذارند و اجازه تاخت و تاز به آنها در سوريه و سواحل غربي آسياي صغير «تركيه امروز» و حتي مصر داده نشود.
    سه دهه پس از نشست سال 261 ، امپراتور وقت روم برپايه اين پاليسي، در پيامي به مناسبت آغاز پادشاهي نرسي پسر شاپور يكم شاه ساساني ايران به او نوشت که اين كشور سر جنگ ندارد و جنگهاي روم با كشورهاي ديگر بخاطر برقراري يك صلح پايدار است! كه نرسي نهم ژانويه سال 293 ميلادي به او پاسخ داد: تا تعبير از صلح، چنين باشد كه رومي ها گفته اند، صلحي وجود نخواهد داشت.
    «تاريخ»، مصرف عبارت «صلح رومي» را كه ادامه دارد در هر زمان به طرز و گونه اي ثبت كرده است و در دو دهه اخير تحت عناوين «برقراري دمكراسي، جلوگيري از گسترش سلاحهاي كشتار جمعي، ريشه كني تروريسم و ...». پاسخي را كه «نرسي» شاه ساساني ايران در سال 293 ميلادي (1714 سال پيش در ماه ژانويه) به امپراتور روم داد، نهم ماه مه 2007 (چهار روز پيش) از دهان ولاديمير پوتين رهبر روسيه شنيده شد كه گفت: رفتار آمريكا، امروز به گونه اي است كه هيتلر در اواخر دهه 1930 در پيش داشت و به جنگ جهاني دوم منجر شد و ترديد نيست كه رفتار امروز به جنگ جهاني سوم، و ....
    

پوتين در مراسم نهم مه 2007 (روز پيروزي که غرب هشتم مه آن را برگزار مي کند)، گفت که آمريکا روش دولت نازي آلمان پيش از جنگ جهاني دوم را در پيش گرفته است

منبع:http://www.iranianshistoryonthisday.com/

مولف:دكتر نوشيروان كيهاني زاده

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 اردیبهشت1389ساعت 4:47 PM  توسط کوروش  |